سرويس بين الملل مهر،امروز مردم در ايالتهاي مختلف آمريكا در حالي پاي صندوقهاي راي مي روند كه در روزها وهفته هاي گذشته تحت تاثير تبليغات رسانه ها ، روزنامه ها وسخنرانيهاي هر يك از دو كانديداي حزب دمكرات وجمهوريخواه بودند.گذشته از اين امر مهم آنچه انتخابات در ايالات متحده را با يك چالش جدي مواجه ساخته موضوع سيستم دو مرحله اي اين گزينش سياسي است كه افكار عمومي در آمريكا بويژه مردم آن در جريان واقعيات آن نيستند وبه همين لحاظ نيز بسياري از مردم گمان مي كنند در انتخابات بطور مستقيم نقش آفريني دارند.

در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا در 2 نوامبر 2004 آنچه بيش از هر چيزي نظر تحليل گران و افراد برجسته را بخود جذب كرده است علاوه بر احتمال و امكان موفقيت و راهيابي هر يك از دو نامزد رياست جمهوري به كاخ سفيد، موضوع سيستم انتخاباتي و نحوه انتفاع دو كانديدا از اين سيستم در راستاي كسب حداقل آراي مورد نياز يعني همانا اكثريت نسبي آراي الكترال مي باشد.

به بيان ديگر گذشته از انتخاب هر يك از كانديداهاي دو حزب جمهوري خواه يا دمكرات براي پذيرش مسووليت هدايت امور در كاخ سفيد، مساله اساسي نحوه انتخاب رئيس جمهوردرايالات متحده است كه بنا به تعبير رايج امروزي از يك سيستم دمكراتيك بهره گيري مي كند.

براساس قوانين و مقررات موجود انتخابات در ايالات متحده اين انتخاب بگونه اي است كه خواست، نظر و راي حداقل صد ميليون شركت كننده در انتخابات هيچ تاثيرمستقيمي در گزينش رييس جمهوري ندارد و تنها 538 نفر از نامزدهاي احزاب جمهوري خواه و دمكرات كه داراي كارت الكترال مي باشند، اين اجازه را دارند كه رييس جمهور آمريكا را به نمايندگي از طرف 300 ميليون  آمريكايي انتخاب كنند.

نكته جالب توجه اينجاست كه برغم پذيرش اين سيستم از طرف مردم آمريكا در طول ادوار گذشته تاريخي، امروزه و حتي در گذشته اين موضوع مورد مخالفت نيز قرار گرفته و تاكنون بارها اين سيستم با انتقاد بسياري از افراد نخبه مواجه گشته است.
به اعتقاد تحليل گران اين شيوه گزينش كه در هيچ يك از كشورهاي ديگر حتي بسياري از كشورهاي جهان سوم مرسوم نيست، صرفا اين فرصت را براي رهبران اصلي امريكا كه همانا صاحبان كمپاني ها و شركتهاي بزرگ و موسسات چند مليتي مي باشند، مي دهد تاشرايطي را فراهم سازد وبرگزيدگاني را معرفي نمايند كه آنها بهتر بتوانند تامين كننده خواست و اراده منافع آنها باشند و به اين جهت بسياري از آگاهان سياسي در نظام بين الملل نظام انتخاباتي آمريكا را مظهر اراده عمومي و جولانگاه تجلي آراي مردمي نمي دانند.

در منابع خبري موثق و اسناد و گزارشها و تحقيقات معتبر بسياري آمده كه بعضي از آمريكايي ها ممكن است اينگونه تصور كنند كه وقتي راي مي دهند، بصورت مستقيم رييس جمهورآينده خود را انتخاب مي كنند و اين در حالي است كه در عمل هياتي بنام ” الكترال كالج” نتيجه نهايي را تعيين مي كند نه آراي افراد مختلف در هر ايالت يا شهروحتي حوزه هاي انتخاباتي.

اگر چه نظام سياسي در ايالت متحده برسيستم دمكراسي استوار است اما دراين كشورانتخاب مستقيم وجود ندارد ودرتوجيه اين موضوع در اسناد و كتب موجود چنين آمده است كه بنيانگذاران آمريكا به قضاوت راي دهندگان عمومي اعتماد نداشتند و از اين رو تصميم گرفتند حرف آخر يعني امر مهم انتخاب را به گروهي برگزيده از شهروندان واگذار كنند.

بر اين اساس رييس جمهور كسي است كه از 538 راي الكترال حداقل دويست و هفتاد راي را بدست آورد و حضور آحاد جامعه آمريكا به پاي صندوق راي به معناي انتخاب افرادي براي حضور در كالج هاي الكترال مي باشد.
از سوي ديگر از نكات جالب توجه و غير دمكراتيك مي توان به اين نكته اشاره كرد كه بدست آوردن يا كسب آراي مردمي در هر ايالت، منتج به اين موضوع مي شود كه كليه آرا به نفع آن نامزد محاسبه مي گردد و اين مساله خود مي تواند مساله اساسي نظر و ديدگاه مردم و افراد راي دهنده را با خدشه جدي روبرو سازد.

همچنين مي توان گفت كه قدرت الكترال و ايالت به ميزان حضور نمايندگان آن ايالت در كنگره بستگي دارد. هرايالت دو سناتور دارد اما نمايندگان حاضر درمجلس نمايندگان به جمعيت هر ايالت بستگي دارد و اين جمعيت هرده سال يكبار سرشماري مي گردد و هر چه ايالت پرجمعيت تر باشد به همان ميزان نيز در انتخابات از قدرت بيشتري برخوردار است همچنانكه برخي ايالتها همانند “فلوريدا” بيش از 50 الكترال دارند و برخي ايالتهاي كوچك همانند “ورمونت” كمتر از10 الكترال برخوردارند. با اين وجود حساسيت ايالتهاي كوچك نيز مورد توجه نامزدها مي باشد  ولي ايالتهاي موثر و تاثيرگذار هميشه انگشت شمار هستند.

از ديگر نكات قابل ملاحظه جدي سيستم انتخابات آمريكااينكه احتمال دارد نامزدي حداكثر آراي مردمي را بدست آورد ولي در كالج الكترال شكست بخورد و اين همان اتفاقي است كه چهارسال پيش اتفاق افتاد كه در آن” ال گور” نامزد دمكراتها نتوانست برغم برخورداري از آراي بيشتر مردمي پيروز شود.در سايه اين اتفاق بسيار مهم بود كه بسياري از راي دهندگان خواستار تغيير نظام انتخاباتي شدند همچنانكه در گذشته نيز بارها اين نظام انتخابات مورد نقد و انتقاد قرار گرفت به عنوان مثال در دو انتخاب مهم سالهاي 1876 و 1888 نامزدهايي كه راي مردم را به دست آوردند در انتخابات پيروز نشدند.

در هر حال معضل بزرگ و موضوع حياتي در چنين سيستمي اين است كه چه كسي مي تواند تركيبي از آراي الكترال ونه مردم هر ايالت را بدست آورد تابرنده  انتخابات رياست جمهوري بزرگترين سيستم دمكراسي در خهان شود.